وبلاگ طلسم شده ی من

جادوی سرزمین پریان مجازی...

کابوس

وقتی توی طول روز می‌شنوم مردها همه همین هستن شبش کابوس میبینم. میبینم یه نفر که ازش متنفرم اومده و با پدرم صحبت کرده و من هم رفتم باهاش ازدواج کردم. چون مردها همه همین هستن! و تا آخر عمر با لبخند رضایت زجر کشیدم و ته دلم خوشحال بودم که با یه نفر ازدواج کردم. بین تمام کابوس‌هایی که به عمرم دیدم، کابوس مرگ، کابوس از دست دادن عزیزان و کابوس هیولاها، این اولین کابوسیه وقتی از خواب بلند میشم دلم میخواد گریه کنم. چیزهایی که می‌شنوم و به کابوس منجر میشه اینه: مردها همه بی کله هستن. بی منطق هستن. خودرای هستن. حرف حرف خودشونه.

مردها همه حاکن هستن. زن‌ها رعیتن. فرمانبردار و تسلیم. حتی اگه جهنم باشه.

این دنیای نکبتی که برای زن‌ها ساختین رو جمعش کنین... 

رن بلک
چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱
6:16